جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to get the ball rolling
01
دستبهکار شدن, (کاری را) روی غلتک انداختن
to start to do an activity, often in a way that is encouraging to others
مثالها
I'll send the first email to get the ball rolling.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
دستبهکار شدن, (کاری را) روی غلتک انداختن