جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Garbage
01
زباله, آشغال
things such as household materials that have no use anymore
Dialect
American
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
مثالها
He threw the garbage into the bin after dinner.
او بعد از شام زباله را به سطل زباله انداخت.
02
سطل زباله, ظرف زباله
a receptacle where waste can be discarded
03
زباله, پیام بیارزش
a worthless message



























