جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Free hand
01
اختیار کامل
the state in which one is completely free to do what one desires without any worries or disturbances
اصطلاح
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
The new CEO was given a free hand to rebuild the company.
مدیر عامل به تیم خود اعتماد کرد و به آنها دست باز داد تا نوآوری کنند و استراتژیهای جدید را پیاده کنند.



























