جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Free fall
مثالها
The astronaut felt weightless during free fall in space.
فضانورد در طول سقوط آزاد در فضا بیوزنی را احساس کرد.
02
سقوط آزاد, کاهش شدید ناگهانی
a sudden sharp decrease in some quantity
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
free falls
03
سقوط آزاد
the ideal falling motion of something subject only to a gravitational field



























