جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Freak out
01
توهم وحشیانه, هذیان ناشی از مواد توهم زا
a wild delusion (especially one induced by a hallucinogenic drug)
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
freak outs
to freak out
01
وحشت زده شدن, از کوره در رفتن
to become extremely upset, agitated, or overwhelmed by fear, anxiety, or excitement
slang
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
out
فعل پایه
freak
زمان حال
freak out
سومشخص مفرد
freaks out
وجه وصفی حال
freaking out
گذشته ساده
freaked out
اسم مفعول
freaked out
مثالها
He tends to freak out before exams because of his fear of failure.
او به دلیل ترس از شکست قبل از امتحانات تمایل به وحشت کردن دارد.



























