جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to foul up
[phrase form: foul]
01
خراب کردن, اشتباه کردن
to make a mistake
Transitive: to foul up sth
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
up
فعل پایه
foul
زمان حال
foul up
سومشخص مفرد
fouls up
وجه وصفی حال
fouling up
گذشته ساده
fouled up
اسم مفعول
fouled up
مثالها
She fouled the recipe up by adding the wrong ingredient.
او با اضافه کردن مواد اشتباه، دستور غذا را خراب کرد.



























