جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Footage
01
فیلم خام, فیلم بدونتدوین
the raw material that is filmed by a video or movie camera
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
singular
not gender specific
مثالها
The security footage helped identify the thief.
فیلم دوربین های امنیتی به شناسایی دزد کمک کرد.
02
نرخ به ازای هر فوت خطی, قیمت به ازای هر فوت خطی
a rate of charging by the linear foot of work done
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
footage
foot



























