جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
five
01
پنج
the number 5
مثالها
She drew a picture of a hand with five fingers.
او تصویری از یک دست با پنج انگشت کشید.
Five
01
پنج, پنج کارت
a playing card or a domino or a die whose upward face shows five pips
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
fives
02
پنج, تیم بسکتبال
a team that plays basketball



























