جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
First light
01
سپیدهدم, سحرگاه، صبح زود
the time of the morning when the Sun has just started to shine..
idiom
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
The explorers began their ascent up the mountain at first light, eager to reach the summit.
کاشفان صعود خود را به کوه در نخستین نور آغاز کردند، مشتاق برای رسیدن به قله.



























