جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
few
01
چند
a small unspecified number of people or things
مثالها
Few people understand the complexity of this issue.
تعداد کمی از مردم پیچیدگی این مسئله را درک میکنند.
Few
01
چند, یک گروه نخبه کوچک
a small elite group
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
fews
few
01
چند, تعدادی
referring to a small number of something
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
fewest
شکل تفضیلی
fewer
درجهپذیر
مثالها
One of her few interests is playing the piano.
یکی از کم علاقهمندیهای او نواختن پیانو است.
few
01
اندک, چند
used to refer to a small number of people or things
مثالها
Few attended the meeting, making it a brief discussion.
تعداد کمی در جلسه حضور داشتند، که آن را به یک بحث کوتاه تبدیل کرد.



























