جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Fathead
01
احمق, نادان
a foolish or dim-witted person
توهینآمیز
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
fatheads
مثالها
You big fathead, why did you lock the keys in the car again?
احمق بزرگ, چرا دوباره کلیدها را در ماشین قفل کردی؟
درخت واژگانی
fathead
fat
head



























