جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Fast track
01
میانبر (در رسیدن به موفقیت)
the quick and direct path to achieving a goal or completing a project
اصطلاح
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
fast tracks
مثالها
This training program is a fast track to a better job.
برنامه دیپلم جدید یک مسیر سریع برای کسب مهارتهای تخصصی برای بازار کار است.



























