جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
fallacious
01
گولزننده, گمراهکننده
deliberately designed to mislead
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most fallacious
شکل تفضیلی
more fallacious
درجهپذیر
حوزه
logic, communication, deception
مثالها
The website propagated fallacious information to gain clicks.
وبسایت اطلاعات گمراهکننده را برای به دست آوردن کلیکها منتشر کرد.
02
گمراه کننده, نادرست
logically or factually flawed
مثالها
The report's conclusion was fallacious because it relied on outdated data.
نتیجهی گزارش نادرست بود زیرا بر اساس دادههای منسوخ تکیه داشت.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
fallaciousness
fallacious
fallacy



























