جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
evenly
مثالها
The frosting on the cake was spread evenly, creating a smooth and uniform surface.
یخچال روی کیک به طور یکنواخت پخش شده بود، که سطحی صاف و یکدست ایجاد میکرد.
اطلاعات دستوری
قید درجه
مثالها
The cake was cut evenly into eight pieces.
کیک به مساوی به هشت تکه بریده شد.
03
بهطور یکسان
in a level and regular way
درخت واژگانی
unevenly
evenly
even



























