جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Emigration
01
مهاجرت
the act of permanently leaving one's own country to go and live in another
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
emigrations
مثالها
Many young people consider emigration for better job opportunities.
بسیاری از جوانان مهاجرت را برای فرصتهای شغلی بهتر در نظر میگیرند.



























