جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Ego trip
01
خودنمایی برای ارضای غرور, حال دادن به غرور خودش
an action that makes one feel more important than others
نکوهشی
اصطلاح
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
ego trips
مثالها
His speech was less about the team and more of an ego trip.
سخنرانیاش کمتر درباره تیم بود و بیشتر خودنمایی برای ارضای غرورش.



























