جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Also-ran
01
بازنده, شکستخورده, ناکام
a person who fails to win or succeed in a competition, contest, etc.
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
also-rans
مثالها
He was just an also-ran in the game, finishing far behind the leaders, but he still gave it his best effort.
او فقط یک بازنده در بازی بود، خیلی عقب تر از رهبران به پایان رسید، اما همچنان بهترین تلاش خود را کرد.



























