
جستجو
duplicitous
01
فریبکار, دغلباز
attempting to deceive other people
Example
The politician 's duplicitous behavior was exposed when his private emails contradicted his public statements.
رفتار دورو و دوچهرهٔ سیاستمدار زمانی برملا شد که ایمیلهای خصوصیاش با اظهارات عمومیاش تناقض داشت.
The company 's CEO was known for his duplicitous tactics in negotiations, often making promises he had no intention of keeping.
مدیرعامل شرکت بخاطر تاکتیکهای دورویی خود در مذاکرات شناخته می شد و اغلب وعده هایی می داد که هیچ گونه قصدی برای عمل به آنها نداشت.

کلمات نزدیک