جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Dropout
01
فرد ترکتحصیلکرده
someone who leaves school or college before finishing their studies
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
dropouts
مثالها
Despite being a high school dropout, he went on to build a successful business.
علیرغم اینکه یک ترک تحصیل کرده دبیرستانی بود، توانست یک کسب و کار موفق بسازد.
02
منزوی اجتماعی, فراری از جامعه
a person who withdraws from conventional society, rejecting its norms or institutions
مثالها
He lived as a dropout in a remote cabin for years.
او سالها به عنوان یک کنارهگیر از جامعه در کلبهای دورافتاده زندگی کرد.
درخت واژگانی
dropout
drop
out



























