جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
دریل
نجار از یک دریل بیسیم برای مونتاژ قفسههای چوبی استفاده کرد.
تمرین مکرر
سربازان یک تمرین کار با سلاح را انجام دادند تا زمانی که بر آن مسلط شدند.
تمرین, آموزش
سربازان تازهکار صبح را به انجام تمرین رژه گذراندند.
با مته سوراخ کردن
نجار سوراخهایی را در تخته چوبی برای قرار دادن میخ حفر کرد.
آموزش دادن, تمرین دادن
سربازان جدید در زمینهی کاربرد اولیهی تفنگ و تیراندازی آموزش دیدند.
ملکه ذهن کردن, یاد گرفتن (از طریق تکرار زیاد)
او خطوط خود را برای نمایش تا زمانی که آنها را کاملاً یاد گرفت تمرین کرد.
آموزش دادن, تمرین دادن
مربی به تازهواردها در روشهای کمکهای اولیه آموزش داد.
تمرین کردن, آموزش دیدن
سربازان هر روز ساعتها تمرین میکردند تا مهارتهای رزمی و هماهنگی خود را کامل کنند.
گاییدن, کردن
او او را روی میز آشپزخانه سوراخ کرد تا اینکه لرزید.
حفاری کردن, مته زدن
مهندسان برای نفت در میدان دریایی حفاری میکنند.



























