جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to do one's best
01
نهایت تلاش خود را کردن, تمام سعی خود را کردن
to try to do something as well as one is capable of
مثالها
Tom is n't doing his best. We may have to replace him.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
نهایت تلاش خود را کردن, تمام سعی خود را کردن