جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Diva
01
خواننده مشهور (زن)
a renowned female opera singer
مثالها
The young singer aspired to become a diva like Maria Callas.
خواننده جوان آرزو داشت مانند ماریا کالاس یک دیوا شود.
02
دیوا, ستاره
a person, typically female, who is confident, glamorous, and excels in their style, talent, or presence
مثالها
She walked in like a diva, owning the room.
او مثل یک دیوا وارد شد، اتاق را در اختیار گرفت.



























