جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Diva
01
خواننده مشهور (زن)
a renowned female opera singer
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
divas
مثالها
The diva's powerful voice captivated the audience during the performance.
صدای قدرتمند دیوا در طول اجرا مخاطبان را مسحور کرد.
02
دیوا, ستاره
a person, typically female, who is confident, glamorous, and excels in their style, talent, or presence
عامیانه
مثالها
She's a diva on the dance floor; everyone stops to watch her.
او یک دیوا روی پیست رقص است؛ همه میایستند تا او را تماشا کنند.



























