جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Directory
01
دفتر تلفن (در وبسایت), فهرست اسامی و شمارهتماس
an alphabetical or organized list of names, addresses, or other information for reference
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
directories
مثالها
The phone book is a directory of local residents.
دفترچه تلفن یک فهرست از ساکنان محلی است.
مثالها
The IT technician organized the files into separate directories to improve file management.
تکنسین آیتی فایلها را در پوشههای جداگانه سازماندهی کرد تا مدیریت فایل بهبود یابد.
درخت واژگانی
subdirectory
directory



























