جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
in deep water
01
در گِل (گیر کردن), درشرایط سخت (قرار داشتن)، درمخمصه (بودن)
in trouble or a very difficult situation
اصطلاح
غیررسمی
مثالها
He was in deep water after missing three loan payments.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
در گِل (گیر کردن), درشرایط سخت (قرار داشتن)، درمخمصه (بودن)