جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Death toll
01
آمار مرگومیر, تلفات
the number of individuals who die as a result of an accident, war, etc.
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
death tolls
مثالها
Authorities fear that the death toll from the hurricane will increase as more areas are reached.
مقامات نگرانند که تعداد کشتهها از طوفان با دسترسی به مناطق بیشتر افزایش یابد.



























