جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Dead end
01
بیآینده, بینتیجه
a situation that shows no signs of progress or improvement
اصطلاح
غیررسمی
مثالها
The investigation reached a dead end when the witness disappeared.
وقتی شاهد ناپدید شد، تحقیقات بینتیجه ماند.
02
بن بست, کوچه بن بست
a street with no exit, closed at one end
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
dead ends
مثالها
The kids played safely in the dead end.
بچهها در بنبست با ایمنی بازی کردند.



























