جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
day in, day out
01
هر روز خدا, هر روزه، مداوم، مکررا
happening or done on a daily basis
مثالها
She studies tirelessly day in day out to achieve academic excellence.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
هر روز خدا, هر روزه، مداوم، مکررا