جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
culinary
01
مربوط به آشپزی, مربوط به پختوپز
having to do with the preparation, cooking, or presentation of food
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر
مثالها
He had a vast collection of culinary herbs and spices in his kitchen.
او مجموعهای وسیع از گیاهان و ادویههای پخت و پز در آشپزخانه خود داشت.



























