جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Cue ball
01
توپ ضربه, توپ سفید
the ball that the billiard player or pool player strikes with his cue
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
cue balls
02
توپ بیلیارد, سر طاس
a bald person, referencing the smooth white ball used in billiards
Slang
مثالها
Everyone laughed when the barber called him a cue ball.
همه خندیدند وقتی آرایشگر او را توپ بیلیارد صدا زد.



























