cuddy
cu
ˈkʌ
کا
ddy
di
دی
caddycuddlycruddychuddy

تعریف و معنی "cuddy"در زبان انگلیسی

Cuddy
01

آشپزخانه کشتی کوچک, انباری کشتی کوچک

the galley or pantry of a small ship 
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بی‌جان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
cuddies
02

دوست, رفیق

(African American) a close friend 
عامیانه
مثال‌ها
He's my cuddy from way back. 

او دوست صمیمی قدیمی من است.

LanGeek

اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه