جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to cry out for
01
نیاز مبرم به چیزی داشتن
to strongly demand or require attention, action, or a particular response
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
out for
فعل پایه
cry
زمان حال
cry out for
سومشخص مفرد
cries out for
وجه وصفی حال
crying out for
گذشته ساده
cried out for
اسم مفعول
cried out for
مثالها
The dilapidated old house cried out for renovations with its peeling paint and crumbling walls.
خانه قدیمی فرسوده با رنگ و رو رفته و دیوارهای در حال ریزشش فریاد میزد برای بازسازی.



























