جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Air conditioning
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
air conditionings
مثالها
They had to call a technician to fix the broken air conditioning unit.
آنها مجبور شدند یک تکنسین را برای تعمیر واحد تهویه مطبوع خراب صدا کنند.



























