جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Confectionery
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
confectioneries
مثالها
The new confectionery in town sells a wide variety of handmade chocolates and candies.
شیرینیفروشی جدید در شهر انواع مختلف شکلات و آب نبات دستساز را میفروشد.
02
شیرینیجات
candy and other sweet foods considered as a group
مثالها
The store sells all kinds of confectionery, from chocolates to gummies.
فروشگاه همه نوع شیرینیجات، از شکلات تا آبنباتهای جویدنی میفروشد.
03
قنادی, شیرینیپزی
the occupation, trade, or skill of a confectioner
مثالها
She studied confectionery to become a professional pastry chef.
او قنادی را مطالعه کرد تا یک سرآشپز شیرینیپز حرفهای شود.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
confectionery
confection
confect



























