جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Computer screen
01
صفحه نمایش کامپیوتر
a screen that displays a computer's output
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
computer screens
مثالها
I spent hours staring at the computer screen while working.
ساعتها به صفحه نمایش کامپیوتر خیره شدم در حالی که کار میکردم.



























