come away
come
ˈkʌm
کام
a
a
آ
way
weɪ
وِی
/kˈʌm ɐwˈeɪ/

تعریف و معنی "come away"در زبان انگلیسی

to come away
01

با حس خاصی مکانی را ترک کردن, پس از ترک یک موقعیت حس خاصی پیدا کردن، پس از ترک یک مکان به نتیجه‌ی خاصی رسیدن

to leave somewhere having a certain impression or feeling
to come away definition and meaning
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
away
فعل پایه
come
زمان حال
come away
سوم‌شخص مفرد
comes away
وجه وصفی حال
coming away
گذشته ساده
came away
اسم مفعول
come away
مثال‌ها
We came away with the impression that all was not well with their marriage.
ما با این تصور رفتیم که همه چیز در ازدواجشان خوب نبود.
02

جایی را ترک کردن

to depart or leave a place
مثال‌ها
The children did n't want to come away from the playground.
بچه‌ها نمی‌خواستند از زمین بازی دور شوند.
03

جدا شدن, کنده شدن

to become loose and separate from something
مثال‌ها
Pieces of paint were coming away from the ceiling.
تکه‌های رنگ از سقف جدا می‌شدند.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه