جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Body search
01
جستجوی بدنی, بازرسی بدنی
an examination of a person's body by police or officials to find weapons, drugs, or other illegal items
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
body searches
مثالها
The officer conducted a body search at the airport.
مامور در فرودگاه یک بازرسی بدنی انجام داد.



























