جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Collect call
01
تماس میزبان
a phone call that the person who receives it agrees to pay for, instead of the caller
Dialect
American
reverse charge call
British
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
collect calls
مثالها
I received a collect call from the hospital asking me to confirm an appointment.
من یک تماس دریافتنی از بیمارستان دریافت کردم که از من میخواست یک قرار ملاقات را تأیید کنم.



























