جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Lezzie
01
لزبین, همجنسگرای زن
a lesbian woman, often used mockingly or dismissively
توهینآمیز
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
gender specific
شکل جمع
lezzies
مفرد مؤنث
lezzie
neutral form
lesbian
مثالها
That lezzie laughed while telling a story at the café.
آن لزبین در حالی که داستانی در کافه تعریف میکرد خندید.
LanGeek



























