جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Religitard
01
متعصب مذهبی, دگماتیک مذهبی
an adherent of a religion, especially one who is dogmatic or inflexible
توهینآمیز
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
religitards
مثالها
That religitard lectured everyone about their faith.
آن رلیجیتارد به همه درباره ایمانشان سخنرانی کرد.
LanGeek



























