جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Muslimtard
01
مسلمان عقبمانده, مسلمان احمق
a Muslim, used insultingly or mockingly, often implying stupidity or irrationality
حساسیتبرانگیز
توهینآمیز
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب پیچیده
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
muslimtards
مثالها
Everyone avoided the muslimtard handing out leaflets.
همه از muslimtard که در حال پخش کردن برگهها بود اجتناب میکردند.



























