جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Shit magnet
01
آهنربای گه, آهنربای مشکل
someone who seems to constantly attract trouble, misfortune, or problematic people
Slang
Vulgar
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
shit magnets
مثالها
That shit magnet got sued twice in one month.
آن آهنربای مزخرف دو بار در یک ماه مورد شکایت قرار گرفت.



























