جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Shit magnet
01
آهنربای گه, آهنربای مشکل
someone who seems to constantly attract trouble, misfortune, or problematic people
عامیانه
رکیک
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
shit magnets
مثالها
He's a shit magnet—problems follow him everywhere.
او یک آهنربای گه است—مشکلات همه جا او را دنبال میکنند.



























