جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Lot lizard
01
فاحشه پارکینگ کامیون, مارمولک پارکینگ
a prostitute who frequents truck-stop parking lots looking for clients
توهینآمیز
عامیانه
رکیک
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
lot lizards
مثالها
The trucker ignored the lot lizard hanging by the fuel pumps.
راننده کامیون فاحشه پارکینگ کامیونها را که کنار پمپهای سوخت ایستاده بود نادیده گرفت.



























