جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Dicksmack
01
احمق, نادان
a person regarded as foolish or incompetent
Offensive
Slang
Vulgar
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
dicksmacks
مثالها
That dicksmack tried to plug in the TV upside down.
آن احمق سعی کرد تلویزیون را وارونه وصل کند.
درخت واژگانی
dicksmack
dick
smack



























