جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Bunny-boiler
01
یک زن حسود وسواسی, یک زن از نظر عاطفی ناپایدار
a woman seen as obsessively jealous or emotionally unstable
توهینآمیز
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب پیچیده
قابل شمارش
شکل جمع
bunny-boilers
مثالها
He called her a bunny-boiler after the meltdown.
او بعد از فروپاشی او را bunny-boiler نامید.



























