جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Fuck trophy
01
جام سکس, جام رابطه تصادفی
a child conceived from a casual or unintended sexual encounter
توهینآمیز
عامیانه
رکیک
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
fuck trophies
مثالها
They joked that their newborn was a fuck trophy.
آنها شوخی کردند که نوزاد تازه متولد شدهشان یک جایزه سکس است.



























