جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
White rat
01
خائن, جاسوس
a person sneaky, treacherous, or likely to betray others
توهینآمیز
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
white rats
مثالها
That white rat snitched on his friends for money.
آن موش سفید برای پول دوستانش را لو داد.



























