جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Tub of lard
01
بشکه چربی, آدم چاق
an overweight person
offensive
slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
tubs of lard
مثالها
He laughed like tub of lard was harmless.
او خندید انگار که یک بشکه چربی بیضرر بود.



























