جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Soy boy
01
پسر سویا, مرد ضعیف
a man regarded as weak, effeminate, or lacking traditionally masculine traits
توهینآمیز
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
soy boys
مثالها
That soy boy cried while arguing online.
آن سوی بوی هنگام بحث آنلاین گریه کرد.



























