جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Slay queen
01
ملکه اسلای, زن خودشیفته
a woman regarded as vain, self-absorbed, or obsessed with appearance
نکوهشی
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
slay queens
مثالها
That slay queen took ten selfies before leaving the house.
آن ملکه اسلای ده سلفی گرفت قبل از ترک خانه.



























