جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Pigslut
01
خوک فاحشه, فاحشه خوک
a woman considered sexually promiscuous
توهینآمیز
رکیک
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
gender specific
شکل جمع
pigsluts
مفرد مؤنث
pigslut
مثالها
She stormed out crying when the guys called her a pigslut.
وقتی پسرها او را خوک فاحشه خطاب کردند، با گریه از آنجا طوفانی خارج شد.
LanGeek



























